یکشنبه 4 اسفند1387
فعلا یه معرفی اجمالی از عهدین.
"كتاب مقدس" عنوان مجموعهاي از نوشتههاي كوچك و بزرگ است كه مسيحيان همه و يهوديان بخشي از آنها را "كتاب آسماني و الهي" خود ميدانند. عنوان معروف اين مجموعه در زبان انگليسي و بيشتر زبانهاي اروپايي (Bible) و يا كلمههاي همخانوادة آن است كه از كلمه يوناني Biblia ، به معناي "كتابها"، گرفته شده است.1
در زبانهاي فارسي و عربي عنوان "عهدين" نيز براي اين كتاب به كار ميرود. اين عنوان به اين اعتقاد مسيحيان اشاره دارد كه خدا دو عهد و پيمان2 با انسان بسته است:
يكي "عهد قديم"3، كه در آن خدا از انسان پيمان گرفته است كه بر شريعت الهي گردن نهد و آن را انجام دهد. اين عهد و پيمان ـ كه نماد آن ختنه كردن است ـ ابتدا با حضرت ابراهيم (ع) بسته شده و سپس در زمان حضرت موسي (ع) تجديد و تحكيم شده است.
با ظهور حضرت عيسي(ع) دوران اين عهد و پيمان پايان يافته و خدا عهد ديگري با انسان بسته است. اين "عهد جديد"4 پيمان بر سر محبت خدا و عيسي مسيح است.
بنابراين مسيحيان به دو دوره و عصر قائلند: 1ـ دوره "عهد قديم" 2ـ دوره "عهد جديد". آنها متناظر با اين تقسيم، كتابهاي مربوط به دوره اول را عهد قديم و كتابهاي مربوط به دوره دوم را عهد جديد ميخوانند و هر دو قسمت را مقدس و معتبر ميشمارند. بنابراين نامگذاري به عهد قديم و جديد مربوط به مسيحيت است.
اما يهوديان معتقدند كه خدا تنها يك پيمان با انسان بسته و آن همان پيمان "شريعت" است. بر اين اساس آنان تنها بخش قديم را، كه "عهد" مينامند، قبول دارند.
الف) عهد قديم
عهد قديم، كه تنها بخش مورد اعتقاد يهوديان و قسمتي از كتاب مسيحيان است، حدود سه چهارم كتاب مقدس را در بر ميگيرد. اين مجموعه، كه گفته ميشود طي قرنها و به دست نويسندگان مختلف نگاشته شده، در برگيرندة مطالب متنوعي از قبيل تاريخ، شريعت، حكمت، مناجات، شعر و پيشگويي است. بيشتر كتابهاي اين بخش به زبان عبري و اندكي از آن به زبان كلداني نوشته شده است.5 اين مجموعه مشتمل بر 39 يا 46 كتاب است اين اختلاف از تفاوت دو نسخة قديمي عهد قديم نشأت ميگيرد.
دو نسخة قديمي عهد قديم
مجموعة عهد قديم در اصل ـ غير از بخش كوچكي از آن ـ به زبان عبري نگاشته شده است. در سدههاي قبل از ميلاد مسيح، اين مجموعه به يوناني ترجمه شده است. بنابراين، دو نسخة قديمي از اين كتاب وجود دارند كه تا اندازهاي با هم متفاوتند.
پس از اشغال سرزمين فلسطين در قرن چهارم قبل از ميلاد، به دست اسكندر، يهوديان در سراسر امپراتوري پراكنده شدند و به تدريج زبان مادري خود (عبري) را فراموش كردند و به زبان يوناني روي آوردند. در قرن سوم قبل از ميلاد و در زمان حكومت بطلميوس فيلادلفوس بر مصر، به امر او، يهوديان اسكندريه كتاب عهد قديم را به زبان يوناني ترجمه كردند. اين ترجمه به "سبعينيه" معروف است؛ چون گفته ميشود كه اين كتاب را حدود هفتاد نفر ترجمه كردهاند.
نسخه سبعينيه با متن عبري تفاوتهايي دارد. مهمترين تفاوت آنها، اين است كه هفت كتاب در اين نسخه موجود است كه متن عبري آن در دست نيست. اين كتابها عبارتند از: طوبيت، يهوديت، حكمت سليمان، حكمت يشوع بن سيراخ، باروك، كتاب اول مكابيان و كتاب دوم مكابيان.
همچنين برخي از كتابهاي موجود در متن عبري در نسخة سبعينيه بخشهايي اضافه دارند.
در دو قرن قبل از مسيحيت و يك قرن پس از آن بسياري از يهوديان و نيز بعداً مسيحيان، از اين نسخه استفاده ميكردند، تا اينكه در حدود سال 100 م. سران يهود شورايي تشكيل دادند و بر رسميت 39 كتاب ـ كه در متن عبري بود، ـ رأي دادند و اسفار هفتگانه موجود در ترجمه سبعينيه را غير قانوني اعلام كردند. اما مسيحيان اين نسخه را معتبر دانسته، به استفاده از آن ادامه دادند تا اينكه پروتستانها در قرن شانزدهم به متن عبري بازگشتند و اين هفت كتاب را غيررسمي اعلام كردند.6
بنابراين، يهوديان و پروتستانهاي مسيحي متن عبري را قانوني ميدانند و كتابهاي عهد قديم را 39 عدد ميشمرند و دو فرقه مسيحي كاتوليك و ارتدكس نسخه سبعينيه را معتبر دانسته، تعداد كتابهاي عهد قديم را 46 ميدانند.
تقسيمبندي عهد قديم
تفاوت ديگر دو نسخة قديمي عهد قديم در ترتيب كتابهاي اين مجموعه است. مطابق ترتيب و تقسيم نسخة عبري ـ كه يهوديان آن را قبول دارند ـ اين مجموعه به سه بخش، تورات، نبييم (انبيا) و كتوبيم (مكتوبات)، تقسيم ميشود.
"تورات" مشتمل بر پنج سفر پيدايش، خروج، لاويان، اعداد و تثنيه ميشود.
بخش دوم، يعني "كتاب انبيا" به دو بخش انبياي متقدم و انبياي متأخر تقسيم ميگردد. بخش نخست، كتابهاي يوشع، داوران، دو كتاب سموئيل و دو كتاب پادشاهان را در بر ميگيرد و بخش دوم، كتابهاي اِشعْيا، ارميا، حزقيال، هوشع، يوئيل، عاموس، عوبديا، يونس، ميكاه، ناحوم، حبقوق، صنفنيا، حجّي، زكريا و ملاكي را شامل ميشود.
بخش سوم، يعني "مكتوبات"، از كتابهاي مزامير، امثال، ايّوب، غزل غزلها، روت، مراثي ارميا، استر، جامعه، دانيال، عزرا، نَحميا و دو كتاب تواريخ ايام تشكيل شده است.
در نسخة سبعينيه، ترتيب كتابها و تقسيمبندي آنها به گونة ديگري است. بر طبق تقسيم و ترتيب اين نسخه ـ كه مورد قبول مسيحيان است ـ اين مجموعه به سه بخش "كتابهاي تاريخي"، "كتابهاي حكمت، مناجات و شعر" و "كتابهاي پيشگويي (نبوت)" تقسيم ميشود.
بخش اول، شامل پنج سفر تورات و كتابهاي يوشع، داوران، روت، دو كتاب سموئيل، دو كتاب پادشاهان، دو كتاب تواريخ ايام، عزرا، نحميا، و استر ميشود.
بخش دوم يعني "حكمت، مناجات و شعر"، پنج كتاب ايوب، مزامير، امثال جامعه و غزل غزلها را شامل ميشود.
بخش سوم، كه از هفده كتاب تشكيل شده، كتابهاي اشعيا، ارميا، مراثي، ارميا، حزقيال، دانيال، هوشع، يوئيل، عاموس، عوبديا، يونس، ميكاه، ناحوم، حبقوق، صفنيا، حجّي، زكريا و ملاكي را در بر ميگيرد.
ب) عهد جديد
بخش دوم كتاب مقدس عهد جديد است كه تنها مسيحيان آن را قبول دارند و يهوديان آن را معتبر نميدانند. اين بخش نيز مشتمل بر كتابها و رسالات متنوع و نيز مطالب گوناگوني است. عهد جديد به زبان يوناني نوشته شده است و اين در حالي است كه حضرت عيسي و حواريون به زبان آرامي ـ كه لهجهاي از زبان عبري است، ـ سخن ميگفتهاند. علت اين امر، آن است كه با كشورگشايي اسكندر و ايجاد يك امپراتوري بزرگ، زبان و فرهنگ يوناني در بسياري از مناطق آن تبليغ شد و زبان يوناني به عنوان زبان علمي و زبان دوم مورد توجه قرار گرفت، به گونهاي كه بسياري از مردم، به خصوص در حوزه درياي مديترانه، با اين زبان آشنايي يافتند. هنگامي كه رسولان مسيحي با مردم اين مناطق سخن ميگفتند و براي آنها مينوشتند، طبيعي بود كه از زبان مشترك، يعني يوناني، استفاده كنند.
تقسيم بندي عهد جديد
عهد جديد به طور كلي به چهار بخش تقسيم ميشود:
1. زندگي نامه و سخنان حضرت عيسي: اين بخش مشتمل بر چهار انجيل است كه گفته ميشود متي، مرقس، لوقا و يوحنا آنها را نگاشتهاند (كلمه انجيل، يوناني و به معناي مژده است). در واقع اين چهار كتاب، سيره عملي و گفتاري حضرت عيسي هستند كه افرادي آن را روايت ميكنند. سه انجيل نخست سبكي يكسان دارند و مطالب مندرج در آنها هماهنگ است و با فرهنگ يهودي اختلاف چنداني ندارد. در اين سه انجيل از الوهيت حضرت عيسي (ع) سخني نيست. انجيل چهارم از نظر مطالب با سه انجيل ديگر متفاوت است و با فرهنگ يهودي سازگاري ندارد و در آن، الوهيت حضرت عيسي (ع) مطرح شده است. سه انجيل اول، اناجيل همنوا يا همديد (Synoptic) ناميده ميشوند.
2. تبليغات و مسافرتهاي تبليغي مبلغان مسيحي: در اين بخش تنها يك كتاب به نام اعمال رسولان وجود دارد كه اقدامات حواريون و ديگر مسيحيان، به خصوص پولس را بيان ميكند.
3. نامهها: حواريون و رسولان مسيحي صدر اول، نامههايي به شهرها و افراد مختلف نگاشتهاند كه 21 عدد از آنها در مجموعه عهد جديد وجود دارد. سيزده يا چهارده عدد از اين نامهها از پولس و از هفتنامه باقيمانده، سه نامه به يوحنا، دو نامه به پطرس و دو نامه ديگر به يعقوب و يهودا منسوب است.
4. رويا و مكاشفه: در اين بخش نيز تنها يك كتاب وجود دارد كه به يوحنا منسوب است و در پايان عهد جديد واقع شده است.
نگاهي به محتواي كتابهاي عهد جديد
عهد جديد مشتمل بر 27 كتاب است كه عبارتند از:
1. انجيل متي: "متي" فردي يهودي بود كه براي روميان باج و خراج ميگرفت. اين شغل نزد يهوديان مذموم بود. وقتي عيسي او را دعوت كرد او پذيرفت و از حواريون او شد. انجيل اول كه غالب محققان برآنند كه بين سالهاي 65 ـ70 م. يعني بيش از سي سال پس از حيات زميني حضرت عيسي(ع)، نوشته شده به اين حواري منسوب است. در اين انجيل كه با سنت يهودي مطابقت دارد و سخني از الوهيت حضرت عيسي در آن نيست، نسب، تولد، كودكي، شروع به تبليغ، موعظهها، معجزات، دستگيري، مصلوب شدن حضرت عيسي (ع) و سرانجام برخاستن او از ميان مردگان، با تفصيل نسبي آمده است.
2. انجيل مرقس: اين انجيل، كه كوتاهترين و قديميترين اناجيل است و غالباً تاريخ آن را نيز به سالهاي 65 ـ70 م. برميگردانند، به مرقس منسوب است. مرقس از حواريون نبوده، بلكه شاگرد خاص پطرس حواري بوده است. گفته ميشود كه او مطالب اين انجيل را از پطرس نقل ميكند. اين انجيل از نظر محتوا و سبك، مانند انجيل متي است، با اين تفاوت كه مختصرتر است و قسمتهايي از زندگي عيسي، مانند تولد و كودكي او را در بر ندارد. پژوهندگان كتاب مقدس برآنند كه متي و لوقا از اين انجيل استفاده كردهاند.
3. انجيل لوقا: لوقا پزشكي غير يهودي بود كه پس از حضرت عيسي به دست پولس ايمان آورد و شاگرد و همراه او شد. انجيل سوم و نيز كتاب اعمال رسولان را وي براي فردي به نام تئوفيلوس نوشته است. با اينكه پولس مبدع الهيات عيسي خدايي است، ولي در دو كتاب منسوب به لوقا، ـ كه شاگرد خاص او بود ـ هيچ سخني از الوهيت مسيح نيست و انجيل لوقا از نظر مطالب و سبك، شبيه دو انجيل قبل است. گفته ميشود اين انجيل همزمان با انجيل متي يا اندكي پس از آن نوشته شده است.
4. انجيل يوحنا: اين انجيل به يوحنا پسر زبدي منسوب است. يوحنا يكي از حواريون بود. وي در زمان حيات زميني حضرت عيسي طفل خردسالي بود. در اين انجيل هم، زندگينامه و سخنان حضرت عيسي آمده است، ولي ويژگي بارز آن مسيحشناسي خاص آن است. در اين انجيل، مسيح جنبه الوهي يافته و خداي متجسد گرديده است. غالب محققان امروزي تاريخ نگارش اين انجيل را به پايان قرن اول، يعني نزديك به هفتاد سال پس از حضرت عيسي، برميگردانند.
5. كتاب اعمال رسولان: نويسنده اين كتاب همان نويسنده انجيل سوم است و اين امر از ابتداي كتاب مشخص است. پس اين كتاب هم به شاگرد خاص پولس، (لوقا) منسوب است. در هشت باب اول اين كتاب، فعاليتها و تبليغات حواريون حضرت عيسي، و در رأس همه پطرس، مطرح شده است. در باب نهم سخن از ايمان آوردن ناگهاني پولس به ميان ميآيد كه تا قبل از آن يهودياي سختگير و شكنجهگر مسيحيان بود. اين كتاب از باب نهم به بعد، بيشتر به مسافرتها و تبليغات پولس ميپردازد و از حواريون كمتر سخن ميگويد. اين كتاب قطعاً پس از انجيل سوم نوشته شده است.
ليست ساير كتابها به قرار ذيل است:
6. نامه پولس به روميان؛ 7. نامه اول پولس به قرنتيان؛ 8. نامه دوم پولس به قرنتيان؛ 9. نامه پولس به غلاطيان؛ 10. نامه پولس به افسسيان؛ 11. نامه پولس به فيلپيان؛ 12. نامه پولس به كولسيان؛ 13. نامه اول پولس به تسالونيكيان؛ 14. نامه دوم پولس به تسالونيكيان؛ 15. نامه اول پولس به تيموتائوس؛ 16. نامه دوم پولس به تيموتائوس؛ 17. نامه پولس به تيطس؛ 18. نامه پولس به فليمون؛ 19. نامه به عبرانيان؛ 20. نامه يعقوب؛ 21. نامه اول پطرس؛ 22. نامه دوم پطرس؛ 23. نامه اول يوحنا؛ 24. نامه دوم يوحنا؛ 25. نامه سوم يوحنا؛ 26. نامه يهودا؛ 27. مكاشفه يوحنا.
برگرفته از سایت معارف.
یکشنبه 4 اسفند1387
از تورات تا ایران باستان برایتان مطلب خواهیم نگاشت!
این مطالب از موضوعاتی چون ازدواج در روستا گرفته تا فضای انگشتر و انگشتر دوستان و عقایدی از ایران باستان و مطالبی از تورات را شامل خواهد بود!
موفق و پیروز باشید.
شنبه 30 آذر1387
ازدواج در روستا
باسمه تعالی
پس از معلق ماندن سه ماهه وبلاگ به دلیل پاره ای از مشکلات و مسایل مختلف،که برخی از آنها همچنان باقی هستند تصمیممان بر آن شد تا سری به وبلاگ زده و در حدی که فرصت اجازه می دهد موضوعاتی را با هم در این وبلاگ بخوانیم امیدوارم که مطالب هدفمند، مفید و قابل استفاده ی دوستان باشد.
ابتدائا ذکر. . . نکته دیگر، ضروری به نظر می رسد:
1-مطالب ذیل شامل بخشی از آداب، دیدگاهها و مسایل ازدواج و ما یتعلق آن می باشد، و تا جایی که روزگار به اجازه دهد به آن خواهیم پرداخت.
2-ساختار ازدواج در روستاهای مختلف تفاوتهایی دارد اما نه در اساس و کلیات
به طور کلی اگر بخواهیم از مبحث خواستگاری و اقدامات اولیه ازدواج آغاز کنیم، باید بگویم در مورد پسراهن عمدتا موارد حداقلی برای ازذواج گذراندن دوره ی نظام وظیفه(به قول اهالی دوره ی اجباری) می باشد به گونه ای که استثنائا و تقریبا فقط در مورد افرادی که دارای تحصیلات عالیه هستند(با توجه به اینکه خود این مورد امتیازی محسوب می شود) این امر نادیده گرفته می شود، بگذریم برای انتخاب و درخواست اولیه راههایی موجود است که عمدتا کار انتخاب اولیه از سوی زنان انجام می شود،البته گاهی نیز شخص گزینه مورد نظر را خود را به اطلاع خانواده می رساند، که این امر نیز به نسبت افراد مختلف متفاوت خواهد بود.
از آنجایی که محیط فیزیکی روستا محدود بوده و به نسبت آن آشنایی و نیز دامنه ی روابط بین افراد با یکدیگر بالا می باشد، دانستن پیشینه و خصوصیات فردی و خانوادگی افراد کاریست بسیار آسان (البته به شرطی که هر دو طرف ازدواج از روستا باشند)، به طوری که گاه نام افراد با پسوند سه جد خود شناخته می شود.
پس از انتخاب و تصمیم بر ازدواج معمولا این امر از سوی ریش سفیدی که عمدتا با هر دو طرف رابطه و آشنایی دارد و یا مادر داماد به اطلاع خانواده دختر مورد نظر رسیده و بازخورد اولیه آن به خانواده ی داماد ارائه می شود.
پس از کسب موافقت اولیه و نسبی خانواده ی عروس مراسم خواستگاری انجام می شود که معمولا با عده ای بیش از 6-5 انجام می شود و این تعداد به عواملی وابسته است که ذکر خواهد شد، برخی اوقات شرکت کنندگان در خواستگاری مرکب از پدر، مادر، ریش سفید فامیل، برادران و خواهران بزرگتر و گاه عمو، عمه، دایی و خاله هستند (که بیشتر در مواردی است که اقوام یکی از طرفین یا هر دو، ساکن در محلی دیگر باشند و این امر، اولین اردواج در هر یک از خانواده های دو طرف باشد و به هنگامی که رابطه خانوادگی نیز میان ایشان برقرار باشد این حضور حداکثری قوت و فزونی می یابد)، و در این صورت مراسم خواستگاری به نوعی حکم یک گردهمایی دیدار اقوام را خواهد داشت (اقوامی که گاه به دلایلی متعدد و بیشتر به همان دلیل دور بودن فواصل و مشغله های زندگی، چندان موفق به دیدار هم نمی شوند)، به عنوان مثال در یک خواستگاری اینچنین به یاد دارم که حداقل سی نفر حضور داشتند به گونه ای که زنان در محلی و مردان در محلی دیگر حضور داشته و نظرات و مذاکرات مبادله می شود البته امروزه برای دختر و پسر زمانی جهت گفتگوها و شروط اختصاصی در نظر گرفته می شود.
و مواردی از قبیل تعیین مهر و جهیزیه بر عهده ی بزرگترها از قسمت مردانه، گذاشته می شود.
در این مراسم، مطالب و مواردی و در واقع پیش نویسی از توافقات طرفین به اسم سیاهه که شامل میزان مهریه، شیربها (در صورت وجود)،جهیزیه و وسایل اصلی زندگی (که خانواده ی داماد می بایست نسبت به خرید آن اقدام کنند)،و سایر شروط و مواد می باشد، به امضای حاضرین از دو طرف می رسد، و سخنان دو بزرگتر مجلس از هر یک از طرفین در تصمیمات و توافقات بسیار موثر خواهد بود.
بنابراین جلسه خواستگاری در این قالب و بدین منوال معمولا مهم و سرنوشت ساز خواهد بود.
ادامه دارد... .